شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

564

نفثة المصدور ( فارسى )

نخّاس - 60 / 12 فروشندهء چهارپا و غلام و كنيز . « شرح قاموس » ، و در اينجا مراد بازار نخّاسان ( : چهارپا فروشان و بنده فروشان ) است « 1 » ، از مقولهء مجاز مرسل و از باب ذكر حالّ و ارادهء محلّ . رك : « غياث اللّغات » ذيل همين كلمه . در « كلّيّات شمس » ج 6 ، ص 92 ، بيت 29377 آمده است : اى يوسُف جان كه در نخاسى « 2 » * در حسن و جمال بىقياسى ندم - 98 / 5 ، 117 / 5 پشيمان شدن . « تاج المصادر » ، « ترجمان القرآن » ، پشيمانى خوردن . از « مقدّمة الأدب » . نذير - 117 / 1 بيم‌كننده ، آگاه‌كننده . « مقدّمة الأدب » ، بيم رساننده . « الصّراح من - الصّحاح » . نرم بروت - 86 / 2 و 3 نو خطّ و أمرد . و در اينجا ظاهرا كنايتست از : ملوط و مخنّث . قس : « سست بروت » . « كليله و دمنه » ص 399 ، حاشيهء ناظر به س 4 . نرم كردن ، انبانچه - 76 / 9 رك : انبانچه نرم كردن .

--> ( 1 ) - در « غياث اللغات » آمده است : نخاس به اين معنى مجاز است چه تخفيف « سوق النخاسبن » باشد . ( 2 ) - اين كلمه را در اين بيت براى استقامت وزن بتخفيف حرف دوم بايد خواند .